سولماز دهقانی دولت‌آبادی

از دفاع‌های فرویدی تا رؤیا: مغز چگونه با تجربه‌های دشوار روبه‌رو می‌شود؟

چرا مکانیسم‌های دفاعی افراد متفاوت است؟ نگاهی علمی به نظریه فروید، شبکه‌های مغزی، خواب و مرز میان تجربه رؤیای صادقه و شواهد پیش‌بینی آینده.

تصور کنید سه نفر انتقاد مشابهی می‌شنوند: یکی می‌گوید «اصلاً برایم مهم نیست»، دیگری برای هر اتفاق توضیحی منطقی پیدا می‌کند و نفر سوم ناراحتی‌اش را می‌پذیرد و درباره‌اش حرف می‌زند. آیا مغز هرکدام دفاع متفاوتی انتخاب کرده است؟ و آیا رؤیایی که شب می‌بینند، چیزی از این تجربه را آشکار می‌کند؟

این مثال برای طرح پرسش است؛ از یک جمله یا رفتار به‌تنهایی نمی‌توان دفاع روانی کسی را تشخیص داد. برای پاسخ علمی باید سه سطح را از هم جدا کنیم: نظریه روانکاوی، پژوهش درباره رفتار و تجربه، و اندازه‌گیری فعالیت مغز.

فروید از «دفاع» چه منظوری داشت؟

پرترهٔ سیاه‌وسفید زیگموند فروید در حالت نشسته در سال ۱۹۲۶.
زیگموند فروید در سال ۱۹۲۶؛ تصویری تاریخی در کنار بحث نظریهٔ روان‌کاوی. Ferdinand Schmutzer, 1926. منبع و نسخهٔ اصلی. مالکیت عمومی. برای نمایش، اندازه یا قالب فایل تغییر کرده است.

در سنت روانکاوی، دفاع به فرایندهایی اشاره دارد که فرد را در برابر اضطراب و تعارض درونی محافظت می‌کنند. زیگموند فروید این بحث را پایه‌گذاری کرد و آنا فروید آن را در کتاب من و مکانیسم‌های دفاعی بسط داد. این تاریخچه، چارچوبی برای فهم تجربه است؛ به‌خودی‌خود نقشه‌ای از مغز به دست نمی‌دهد (Cramer, 2000; A. Freud, 1966).

دفاع‌ها معمولاً بدون تصمیم آگاهانه عمل می‌کنند. «واپس‌رانی» در نظریه روانکاوی یعنی دور ماندن محتوای دردناک از آگاهی؛ «فرونشانی» می‌تواند تصمیم آگاهانه برای کنار گذاشتن موقت یک فکر باشد. این دو اصطلاح را نباید به‌جای هم به کار برد (Cramer, 2000).

برای نمونه‌های بیشتر، نوشته مکانیسم‌های دفاعی، مغز و چهره را ببینید. پرسش این مطلب یک قدم جلوتر است: چرا پاسخ ما با دیگری فرق دارد و شواهد مغزی تا کجا به این پرسش جواب می‌دهند؟

کدام قسمت مغز مکانیسم دفاعی را انتخاب می‌کند؟

هنوز نمی‌توان یک ناحیه مشخص را مسئول انتخاب انکار، فرافکنی یا واپس‌رانی دانست. پژوهش درباره پیوند دفاع‌های روانکاوانه و مغز، با دشواری تعریف و اندازه‌گیری فرایندهای ناهشیار روبه‌رو است. نورتوف و همکاران، دفاع‌ها را در قالب تعامل فرایندهای هیجانی و شناختی بررسی می‌کنند، نه یک دکمه مستقل در مغز (Northoff et al., 2007).

شواهد روشن‌تر از تکالیفی می‌آید که پژوهشگر دقیقاً می‌داند فرد در آن‌ها چه کاری انجام می‌دهد:

فرایند بررسی‌شده یافته مغزی مرز تفسیر
ارزیابی مجدد: تغییر معنای یک موقعیت هیجانی در فراتحلیل ۴۸ مطالعه، نواحی پیش‌پیشانی و آهیانه‌ای درگیر بودند و فعالیت آمیگدال تعدیل می‌شد پژوهش درباره تنظیم هیجان است، نه شناسایی «مرکز عقلانی‌سازی» (Buhle et al., 2014)
جلوگیری عمدی از یادآوری افزایش فعالیت قشر پیش‌پیشانی پشتی‌جانبی و کاهش فعالیت هیپوکامپ، همراه با یادآوری ضعیف‌تر بعدی مشاهده شد مهار آگاهانه بازیابی حافظه، معادل اثبات واپس‌رانی ناهشیار فرویدی نیست (Anderson et al., 2004)

بنابراین، گفتن اینکه «قشر پیش‌پیشانی مسئول انکار است» از داده‌ها فراتر می‌رود. این مطالعات تکالیف مشخص و الگوهای گروهی را بررسی می‌کنند؛ از روی اسکن مغز یک فرد نمی‌توان دفاع او یا معنای پنهان رفتارش را تعیین کرد (Northoff et al., 2007; Buhle et al., 2014).

چرا دفاع‌های افراد متفاوت است؟

پاسخ به یک عامل محدود نمی‌شود. سه مسیر به فهم این تفاوت کمک می‌کند:

۱. رشد و تغییر در طول زندگی

دفاع‌ها لزوماً از کودکی تا بزرگسالی ثابت نمی‌مانند. در پژوهشی طولی با بیش از ۱۵۰ نفر، کاربرد دفاع‌های سنجیده‌شده از داستان‌های افراد در سنین ۱۱، ۱۲ و ۱۸ سال تغییر کرد. این یافته درباره روندهای گروهی است و برای تعیین «سن روانی» یک فرد از روی رفتارش کافی نیست (Cramer, 2007).

۲. الگوهای رابطه و احساس امنیت

در مطالعه‌ای روی ۱۱۲۹ دانشجو، سبک‌های دلبستگی، دفاع‌ها و آشفتگی روان‌شناختی با هم مرتبط بودند. چنین ارتباطی به بررسی نقش تجربه روابط کمک می‌کند، اما داده‌های پرسشنامه‌ای ثابت نمی‌کنند که یک نوع تربیت، حتماً دفاع مشخصی ایجاد می‌کند (Ciocca et al., 2020).

۳. معنای تهدید در موقعیت فعلی

در مدل روانکاوانه، نوع اضطراب و چیزی که برای فرد تهدیدکننده است در فهم دفاع اهمیت دارد (A. Freud, 1966). برای مثال، در یک صورت‌بندی بالینی ممکن است پرسیده شود: «این انتقاد برای او بیشتر معنای طرد شدن دارد یا شکست خوردن؟» این یک فرضیه برای گفت‌وگو و بررسی است؛ نمی‌توان از آن قانون قطعی ساخت که ترس از طرد همیشه به انکار منجر می‌شود.

این تفاوت‌ها مجوز برچسب‌زدن نیستند. پرسش مفیدتر این است: «این واکنش در این موقعیت از چه چیزی محافظت می‌کند و چه هزینه‌ای دارد؟»

آیا دفاع‌ها تغییر می‌کنند؟

در مطالعه‌ای روی ۲۱ بزرگسال در روان‌درمانی پویشی بلندمدت، بهبود کارکرد دفاعی با بهبود بعدی نشانه‌ها و کارکرد زندگی همراه بود. نمونه کوچک و طرح مطالعه اجازه نمی‌دهد نتیجه بگیریم تغییر دفاع‌ها به‌تنهایی علت بهبود بوده است (Perry & Bond, 2012).

برای تأمل شخصی می‌توان یک موقعیت را نوشت: چه اتفاقی افتاد، چه احساسی داشتم، چه واکنشی نشان دادم و دفعه بعد دوست دارم چگونه پاسخ بدهم؟ این پیشنهاد یک تمرین مشاهده است، نه آزمون تشخیص دفاع ناهشیار.

خواب و رؤیا چه نسبتی با این بحث دارند؟

هیپنوگرام با زمان روی محور افقی و مراحل خواب روی محور عمودی.
نمونهٔ آموزشی هیپنوگرام: تغییر میان بیداری، مراحل خواب غیر REM و خواب REM در طول شب. نمودار محتوای رؤیا را ثبت نمی‌کند. RazerM; Pk0001; The RedBurn. منبع و نسخهٔ اصلی. CC BY-SA 3.0. برای نمایش، اندازه یا قالب فایل تغییر کرده است.

فروید رؤیا را با امیال و تعارض‌های ناهشیار پیوند می‌داد و میان محتوای آشکار رؤیا و معنایی که از راه تداعی بررسی می‌شود تفاوت می‌گذاشت. این دیدگاه را باید به‌عنوان نظریه تاریخی روانکاوی معرفی کرد، نه نتیجه قطعی علوم اعصاب (Freud Museum London, n.d.).

خواب یک حالت فیزیولوژیک است و رؤیا تجربه‌ای ذهنی در جریان خواب. در مطالعه‌ای با ثبت فعالیت الکتریکی مغز و بیدارکردن مکرر شرکت‌کنندگان، گزارش رؤیا هم در خواب با حرکات سریع چشم (REM) و هم در خواب غیر REM دیده شد. گزارش رؤیا با کاهش فعالیت کم‌فرکانس در نواحی پسین قشر مغز همراه بود. این همبستگی معنای شخصی رؤیا را آشکار نمی‌کند (Siclari et al., 2017).

در آزمایشی دیگر، رؤیا دیدن درباره یک تکلیف یادگیری با بهبود عملکرد پس از خواب همراه بود. این یافته با ارتباط رؤیا و پردازش حافظه سازگار است؛ ثابت نمی‌کند که هر رؤیا وظیفه خاصی دارد یا خود رؤیا علت بهبود حافظه است (Wamsley et al., 2010).

پس می‌توان درباره احساس و تداعی‌های یک خواب گفت‌وگو کرد، بی‌آنکه آن را مدرک قطعی یک خاطره پنهان یا تشخیص روان‌شناختی بدانیم. حتی در روش فروید، تداعی‌های شخص رؤیابین اهمیت داشتند و معنا از یک فرهنگ‌نامه ثابت نمادها استخراج نمی‌شد (Freud Museum London, n.d.).

درباره رؤیای صادقه چه می‌توان گفت؟

ممکن است کسی خوابی ببیند و بعد اتفاقی شبیه آن رخ دهد. این تجربه می‌تواند برای او بسیار معنادار باشد. پرسش علمی مشخص‌تر است: آیا اطلاعاتی درباره آینده، فراتر از تصادف و اطلاعات قبلی، به‌طور قابل تکرار به دست آمده است؟ صرف شباهت یک خواب و یک رویداد برای اثبات چنین ادعایی کافی نیست.

در دو پژوهش، شرکت‌کنندگان جفت‌های خواب و رویدادِ همخوان را بیشتر از موارد ناهمخوان به یاد آوردند؛ همچنین گرایش به یافتن شباهت میان گزارش‌های خواب و خبرهای تصادفی با باور به پیش‌آگاهی ارتباط داشت. این نتایج مسیرهایی برای توضیح احساس «قبلاً خوابش را دیده بودم» نشان می‌دهند، اما درباره تک‌تک تجربه‌های شخصی حکم نمی‌دهند (Watt et al., 2014).

برای بررسی منصفانه‌تر، پیشنهاد روش‌شناختی این است که خواب را پیش از رویداد با تاریخ و جزئیات ثبت کنیم، معیار شباهت و بازه زمانی را از پیش مشخص کنیم و مواردی را که هیچ‌وقت محقق نشده‌اند نیز بشماریم. این کار هنوز جای آزمایش کنترل‌شده با داوری مستقل را نمی‌گیرد. منابع مرورشده در این نوشته، مبنایی برای معرفی رؤیا به‌عنوان ابزار معتبر پیش‌بینی آینده فراهم نمی‌کنند. معنای دینی یا شخصی یک تجربه نیز پرسشی متفاوت از آزمون تجربی پیش‌بینی است.

پرسش‌های رایج

آیا فراموش کردن یک اتفاق یعنی آن را واپس رانده‌ام؟

خیر؛ صرف فراموشی برای چنین نتیجه‌ای کافی نیست. در آزمایش مهار یادآوری، شرکت‌کنندگان دستور آگاهانه دریافت می‌کردند؛ تعمیم آن به علت فراموشی یک رویداد در زندگی فرد موجه نیست (Anderson et al., 2004).

برای فهم یک رؤیا از کجا شروع کنیم؟

به‌عنوان نقطه شروع گفت‌وگو بپرسید: «در خواب چه احساسی داشتم و این احساس مرا یاد چه چیزی می‌اندازد؟» پاسخ را یک امکان برای تأمل نگه دارید. از آن برای اثبات یک رویداد گذشته، پیش‌بینی آینده یا قضاوت درباره دیگری استفاده نکنید.

منابع

  • Anderson, M. C., Ochsner, K. N., Kuhl, B., Cooper, J., Robertson, E., Gabrieli, S. W., Glover, G. H., & Gabrieli, J. D. E. (2004). Neural systems underlying the suppression of unwanted memories. Science, 303(5655), 232-235. https://doi.org/10.1126/science.1089504
  • Buhle, J. T., Silvers, J. A., Wager, T. D., Lopez, R., Onyemekwu, C., Kober, H., Weber, J., & Ochsner, K. N. (2014). Cognitive reappraisal of emotion: A meta-analysis of human neuroimaging studies. Cerebral Cortex, 24(11), 2981-2990. https://doi.org/10.1093/cercor/bht154
  • Ciocca, G., Rossi, R., Collazzoni, A., Gorea, F., Vallaj, B., Stratta, P., Longo, L., Limoncin, E., Mollaioli, D., Gibertoni, D., Santarnecchi, E., Pacitti, F., Niolu, C., Siracusano, A., Jannini, E. A., & Di Lorenzo, G. (2020). The impact of attachment styles and defense mechanisms on psychological distress in a non-clinical young adult sample: A path analysis. Journal of Affective Disorders, 273, 384-390. https://doi.org/10.1016/j.jad.2020.05.014
  • Cramer, P. (2000). Defense mechanisms in psychology today: Further processes for adaptation. American Psychologist, 55(6), 637-646. https://doi.org/10.1037/0003-066X.55.6.637
  • Cramer, P. (2007). Longitudinal study of defense mechanisms: Late childhood to late adolescence. Journal of Personality, 75(1), 1-24. https://doi.org/10.1111/j.1467-6494.2006.00430.x
  • Freud, A. (1966). The ego and the mechanisms of defence. Publisher’s catalogue.
  • Freud Museum London. (n.d.). Dream distortion; Freud’s method for interpreting dreams. Historical accounts of Freud’s theory. Dream distortion; Interpreting dreams.
  • Northoff, G., Bermpohl, F., Schoeneich, F., & Boeker, H. (2007). How does our brain constitute defense mechanisms? First-person neuroscience and psychoanalysis. Psychotherapy and Psychosomatics, 76(3), 141-153. https://doi.org/10.1159/000099841
  • Perry, J. C., & Bond, M. (2012). Change in defense mechanisms during long-term dynamic psychotherapy and five-year outcome. American Journal of Psychiatry, 169(9), 916-925. https://doi.org/10.1176/appi.ajp.2012.11091403
  • Siclari, F., Baird, B., Perogamvros, L., Bernardi, G., LaRocque, J. J., Riedner, B., Boly, M., Postle, B. R., & Tononi, G. (2017). The neural correlates of dreaming. Nature Neuroscience, 20(6), 872-878. https://doi.org/10.1038/nn.4545
  • Wamsley, E. J., Tucker, M., Payne, J. D., Benavides, J. A., & Stickgold, R. (2010). Dreaming of a learning task is associated with enhanced sleep-dependent memory consolidation. Current Biology, 20(9), 850-855. https://doi.org/10.1016/j.cub.2010.03.027
  • Watt, C., Ashley, N., Gillett, J., Halewood, M., & Hanson, R. (2014). Psychological factors in precognitive dream experiences: The role of paranormal belief, selective recall and propensity to find correspondences. International Journal of Dream Research, 7(1), 1-8. https://doi.org/10.11588/ijodr.2014.1.11218

این نوشته برای آگاهی عمومی است و جایگزین مشاوره تخصصی فردی نیست. اگر شما یا فرد دیگری در خطر فوری هستید، با خدمات اورژانس محلی تماس بگیرید.